حرفهای تنهایی من

با تو هرگز نگفته بودم....

حرفهای تنهایی من

با تو هرگز نگفته بودم....

تو

در کابوسهای شبانه ام

آن دیوار کنار می رود

دوباره من می مانم و تو...

نمی گریزم

از عشق گریزی نیست

می دانمت  سالهاست رفتی

می دانمت

که فکرم برایت

خیال آرام زودگذری بیش نبود .

چرا باورم نیست

در کابوسهایم

چرا آنچه می دانم از خیالت رنگ نمی بازد؟

نهال عشقم را به خیالت خشکیدی

سرو تنومندی در من ریشه دوانده

با هر رویا قد می کشد

به بلندای آسمان ..

کاش آن روز که دیدمت

از من نگاه برمی گرفتی

تا بدانم

همه عشق مرا

عبور تو برد...

با هر قدمت

انگار قلبم از آسمان گذشته بود

نگه از تو برگرفتم

تا رسوایی عشقم را نبینند

قلبم را که سوارخ سوراخ شده بود را

تو نبینی ...

خسته ام از رنگها

خسته ام از شنیدن دروغ های هرروزه

که برایم پشیزی نمی ارزد

عشق را خواستم

هیچ کس نبود

عاشقت ماندم

دستم از آب دیگر بیرون نیست...

عادت می کنم

دوباره روزی دیگر ...

نظرات 8 + ارسال نظر
آب چهارشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 09:34 ق.ظ http://bluesky70.blogsky.com

سلام همدل جان خیلی قشنگ می نویسی حتما ادامه بده .
همدل جونم برای کسی می نویسی
منظورم اینه که طرف مقابل داری یا عشقی می نویسی؟
ببخشید فزولی می کنم عزیزم

نگار چهارشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 09:41 ق.ظ http://www.jootii.blogsky.com

صبحانه
قهوه را در فنجان
ریخت
شیر را در فنجان
قهوه ریخت
شکر را در
شیر قهوه ریخت
با قاشق قهوه خوری
هم زد
شیر قهوه را نوشید
و فنجان را سر جایش گذاشت
بی‌آنکه به من حرفی بزند
سیگاری
روشن کرد
با دود آن
حلقه‌هایی در هوا درست کرد
خاکستر سیگار را
در زیر سیگاری ریخت
بی‌آنکه با من حرفی بزند
بی‌آنکه به من نگاهی بکند
از جای برخاست
کلاهش را
بر سر گذاشت
بارانی‌اش را پوشید
زیرا باران می‌آمد
و رفت...
زیر باران
بی‌آنکه کلمه‌ای حرف بزند
بی‌آنکه به من نگاهی بکند
و من...
سرم را در دست گرفتم
و گریستم...

فرناز چهارشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 12:17 ب.ظ http://bahane83.persianblog.ir

قربون سرو تنومند عشقت برم عزیز عاشق با احساس من
عالی می نویسی و با احساس
همدل قبلاها خیلی شعر و متن های بعضا قشنگ می نوشتم ولی مدت هاست که ....
خیلی دلم خواست که ببینمت

ایمیلتو بهم بده اگه دلت می خواد بیشتر با هم حرف بزنیم

یلدا پنج‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 01:52 ب.ظ http://www.ghoorbagheh.blogsky.com

خدا بگم چه کارت نکنه خواهر..کم دلم گرفته بود نشستم این نوشته های تورو هم خوندم الان یه نفر باید بیاد جمعم کنه
خیلی معرکه بود عزیزم مثل بقیه نوشته هات
روز خوبیو با الک داشته باشی

باغ گل سرخ دوشنبه 29 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 03:06 ب.ظ http://chereamie.blogsky.com

عادت ! بدترین کلمه و توجیه برای تحمل دردهاست . نازنین هرگز عادت نکن

علی دوشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 07:16 ق.ظ

ای بابا. دلم گرفت. گریه میخوام. من و تو یکرنگیم...

رها دوشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 08:40 ق.ظ http://hadisetanhaee.blogsky.com

دست مرا بگیر که باغ نگاه تو
چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
من جاودانی ام که پرستوی بوسه ات
بر روی من دری ز بهشت خدا گشود
اما چه می کنی
دل را
که در بهشت خدا هم غریبه بود

فرشید سه‌شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 01:17 ب.ظ http://www.tanhatar-az-hamishe.blogfa.com

اگر دنیا فراموش کند خاطره ها را ـ تو فراموش نکن آنچه میان منو توست

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد