حرفهای تنهایی من

با تو هرگز نگفته بودم....

حرفهای تنهایی من

با تو هرگز نگفته بودم....

تیر۹۴


در من امشب

زلال می شود ...حسی از تو که

دیوارهایم را فرو می ریزد ...آویخته ام به روشنی باران ..

و پرنده کوچکی نیمه صبح برایم می خواند

..مرا در خود بپوشان که سخت خسته ماندنم...

















نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد