در من امشب
زلال می شود ...حسی از تو که
دیوارهایم را فرو می ریزد ...آویخته ام به روشنی باران ..
و پرنده کوچکی نیمه صبح برایم می خواند
..مرا در خود بپوشان که سخت خسته ماندنم...