حرفهای تنهایی من

با تو هرگز نگفته بودم....

حرفهای تنهایی من

با تو هرگز نگفته بودم....

مرداد ۹۴

نگاه نکن

آخر تمام ترسهایم  را در بیم نبودنت ریخته بودم..

وهم  رفتنت در من عریان است...

عزیز من عجیب نیست؟

من دنیا را برای تو می خنداندم!

ناقوسها در گوشم ،

صدای گامهای غریب چکمه اش,

سردی لغزیدن آن زنجیر روی پیشانیم ,نفسم را گرفته...

باز نگرد

نشانی ازخود ندارم که پیدایم کنی ...























نظرات 1 + ارسال نظر
نیلوفر سه‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 02:49 ق.ظ http://mihanam35.mihanblog.com/

سلام سایتتون ازعالی یه چیزی هم اونورتره
واقعا وبسایت خیلی خوب و بروزی دارید
5618

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد